Hamidreza ghorbani tasvire dardam

hamidreza ghorbani-tasvire dardam

چشمایِ معصومت
عاشق‌ترم کرده
این حجمِ زیباییت
صادق‌ترم کرده

وقتی که آشوبم
موهاتو می‌بندی
هر جا که حیرونم
یعنی تو می‌خندی

آهای دیوونه
دیوونه دیوونه
دنیا بدونِ تو
زندونه زندونه

از پشتِ هر پلکت
میشه خدا رو دید
میگم زبونم لال…
دین و دلم لرزید !

دستایِ پُر مهرت
تسکینه دردامه
آغوشِ ممنوعت
فانوسِ فردامه!

آهای دیوونه
دیوونه دیوونه
دنیا بدونِ تو
زندونه زندونه

از پشتِ هر پلکت
میشه خدا رو دید
میگم زبونم لال…
دین و دلم لرزید !

دستایِ پُر مهرت
تسکینه دردامه
آغوشِ ممنوعت
فانوسِ فردامه!

بانویِ این عالم
قلبم بهت گرمه
لبریزِ احساسی
فرقت همین شرمه

هرجا که رد می‌شی
گُل می‌کُنه گلدون …
اون عطرِ مرموزت
می‌پیچه تو دالون

با هر نفس جونم
هم مرزِ لب‌هاتم
تو شهرِ بی قانون
دنبالِ جا پاتم …

من مومن موهات
اسمت شده ذکرم
طوفان حریفم نیست
وقتی تویی فکرم

از پشتِ هر پلکت
میشه خدا رو دید
میگم زبونم لال…
دین و دلم لرزید !

دستایِ پُر مهرت
تسکینه دردامه
آغوشِ ممنوعت
فانوسِ فردامه!

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.